
امسال برای سالگرد بابا دوست داشتم مهمونی بدیم،حالا کنار خیرات هر ساله انگار میخواستم این یادبود حضوری هم انجام بشه،ترجیحا فقط هم خواهر و برادرهای حاج آقا باشن زد و سالگرد خورد بعد از مکه عمه خانم و روستا رفتن عمه ها و عمو اصغر برای شبهای محرم و هیاتهاشون اینه که گفتم اوکی بعد از دهه میگیمولی جور دیگه ای پیش رفت ...اون پولی که گذاشته بودم برای مهمونی و خیرات رو ظرف خریدیم برای مسجد محله فهیمه اینا،یکبار رفته بودم و فضاش خیلی به دلم نشسته بودیه بخش کمی از کسریهاشون و جبران کردیم بعد قسمت قشنگش این...
ادامه مطلب