
دیدم نمیتونم اینجوری ادامه بدم! یعنی میتونما ولی واقعا کسالت آور شده دائما در نوسانات خوب و بد احوالاتم دائما تو فراز و فرودم که البته زمان فرودم خیلی طولانی تر از اوج بودنمه میرم سراغ پرزنت و یه مدت بعد ولش میکنمدلم ول کردن همه چیو میخواد به خصوص زندگی انگار خوشم میاد بزنم زیر همه چی و برم تو یه باغ و روستا زندگی کنم دور از همه ی دغدغه های روزمره دور از همه ی دوییدنها و نشدنها ...تازه قسمت جالبش اینجاست که تازه به این موضوع رسیدم که تهش چی...!!! اصل بودنم حتی تهش چی؟! چی میخوام تو این دنیا؟ چرا...
ادامه مطلب